الشيخ محمد الصادقي الطهراني
156
ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)
قرآن كتاب رهبرى بشر است در تمامى اعصار زندگى و تا انقراض جهان و روى اين اصل تطبيق آيات قرآنى با دانشهاى هر زمان - محدود كردن اين كتاب آسمانى به همان زمان بوده - و اين خود محدود كردن علم إلهى است بر حدود ظلمانى و پر اشتباه علوم بشرى . شايد برخى از خوانندگان بما خوردهگيرى كرده ، بگويند : چرا در قرون گذشته شما از مطالبى مانند حركت زمين و غيره سخنى بميان نمىآوريد ، و پس از آنكه از نظر علم مسلم شد اكنون بآيات قرآنى استدلال مىكنيد ؟ . نگارنده اين آيه را بعنوان پاسخ يادآور مىشود كه : قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ . . حجت و برهان الهى در موقعيت رهبرى خود به حد كفايت و بلوغ است . اين دريافتكنندگان و هدايت يافتگانند كه متقابلا بايستى به حد بلوغ عقلى و عملى رسيده و حجتهاى بالغهء إلهى را درك و دريافت نمايند . . تا در نتيجهء پيوستن ايندو مرحله از بلوغ مواليد و ثمرات بىانتهاى معرفت و علم نمايان گردد . بشر از درك حقايقى مانند حركت و نيروى جاذبهء زمين و صدها حقايق علمى ديگر در گذشتهء زمان ناتوان بود ، و روى همين اصل هم گروهى از مفسران قرآن آيات مربوطه را بر خلاف ظاهر توجيه ميكردهاند ، اين نقصان و عدم بلوغ افكار بشرى چه ربطى به قرآن دارد ! . . و بايد گفت : بخشهائى از آيات آفرينش در زمرهء آيات متشابه قرآنى است ، كه قوانين پاى بر جاى و محكم علم آنها را تفسير مىكند ، البته تفسير خارجى و نه آنكه تفسير لفظى - زيرا آيات قرآنى در دلالتهاى لفظى روشنترين سبك نغز و پر مغز را پيش گرفته و در اين روش نيز مانند ساير امتيازاتش در بالاترين مراتب اعجاز است ! . چنان كه از ابن عباس روايت است كه « در قرآن آياتى متشابه است كه زمان تفسيرشان مىكند » كه اين خود تفسير علمى است ، و نه توضيح مبهماتش ، كه بيانش